سفری به دنیای رافائل سانتیو: آثار و زندگی نقاش محبوب رنسانس
بیوگرافی رافائل سانزیو
رافائل سانزیو (سانتیو)، معمولاً با نام کوچک خود (به ایتالیایی رافائلو) شناخته میشود (۶ آوریل یا ۲۸ مارس ۱۴۸۳ - ۶ آوریل ۱۵۲۰)، یک نقاش و معمار ایتالیایی از دوره رنسانس عالی بود که به دلیل کمال و ظرافت نقاشیها و طراحیهایش ستایش میشود. او به همراه میکل آنژ و لئوناردو دا وینچی، سهگانه سنتی استادان بزرگ آن دوره را تشکیل میدهند.
رافائل بسیار پربار بود و با وجود مرگ زودهنگامش در سی و هفت سالگی، آثار فراوانی از او باقی مانده است، بهویژه در واتیکان. او در طول زندگی خود بسیار تأثیرگذار بود، اما پس از مرگ او، تأثیر رقیب بزرگش میکل آنژ گستردهتر بود تا قرنهای ۱۸ و ۱۹، زمانی که ویژگیهای آرامتر و هماهنگتر او دوباره بهعنوان بالاترین الگوها در نظر گرفته شدند.
شغل او بهطور طبیعی به سه مرحله و سه سبک تقسیم میشود که برای اولین بار توسط جورجیو وازاری توصیف شده است: سالهای اولیه او در اومبریا، سپس دوره تقریباً چهار ساله (از ۱۵۰۴ تا ۱۵۰۸) جذب سنتهای هنری فلورانس، و سپس دوازده سال آخر پرکار و پیروزمندانه او در رم، کار برای دو پاپ و نزدیکان آنها.
در سال ۱۴۹۱، مادرش ماگیا درگذشت و پس از آن پدرش (که قبلاً ازدواج مجدد کرده بود) در ۱ اوت ۱۴۹۴ درگذشت. رافائل یتیم یازده ساله، تحت سرپرستی رسمی بارتولومئو، تنها عموی پدریاش قرار گرفت که کشیش بود و بعداً با نامادریاش وارد دعوای حقوقی شد. او احتمالاً همچنان با نامادری خود زندگی میکرد، زمانی که بهعنوان شاگرد با یک استاد زندگی نمیکرد. او قبلاً استعداد خود را نشان داده بود، طبق گفته جورجیو وازاری، که میگوید رافائل "کمک بزرگی برای پدرش" بوده است. یک نقاشی خودنگاره درخشان از دوران نوجوانی او، استعداد زودرس او را نشان میدهد. کارگاه پدرش ادامه داشت و ظاهراً رافائل، احتمالاً همراه با نامادریاش، از سنین بسیار پایین در مدیریت آن نقش داشت. در اوربینو، او با آثار پائولو اوچلو، نقاش دربار سابق (متوفی ۱۴۷۵)، و لوکا سیگنورلی، که تا سال ۱۴۹۸ در شهر نزدیک سیتا دی کاستلو مستقر بود، آشنا شد.
بر اساس گفته های وازاری، پدر رافائل او را "با وجود اشک های مادرش" به عنوان کارآموز در کارگاه پیرو پروجینو، استاد اومبریایی قرار داد. شواهد کارآموزی فقط از وازاری و یک منبع دیگر به دست آمده است و مورد مناقشه قرار گرفته است - مادرش در هشت سالگی او درگذشت، که برای شروع کارآموزی بسیار زود است. یک نظریه جایگزین این است که او حداقل بخشی از آموزش خود را از تیموتیو ویتی دریافت کرده است که از سال ۱۴۹۵ به عنوان نقاش دربار در اوربینو فعالیت می کرد.
اما اکثر مورخان مدرن بر این باورند که رافائل حداقل از حدود سال ۱۵۰۰ به عنوان دستیار پروجینو کار می کرد. تأثیر پروجینو بر کارهای اولیه رافائل کاملاً مشهود است: "احتمالاً هیچ شاگرد نابغه دیگری به اندازه رافائل آموزه های استادش را جذب نکرده است"، به گفته ولفلین. وازاری نوشت که تشخیص دست آنها در این دوره غیرممکن بود، اما بسیاری از مورخان هنر مدرن ادعا می کنند که بهتر عمل می کنند و دست او را در مناطق خاصی از آثار پروجینو یا کارگاه او تشخیص می دهند.
علاوه بر نزدیکی سبک، تکنیکهای آنها نیز بسیار شبیه هستند، برای مثال، رنگ ضخیم، استفاده از یک محیط رزین روغنی، در سایهها و لباسهای تیره، اما روی نواحی گوشت بسیار نازک است. مقدار اضافی رزین در رنگ روغن اغلب باعث ترک خوردن مناطقی از رنگ در آثار هر دو استاد می شود.
کارگاه پروجینو هم در پروجا و هم در فلورانس فعال بود، شاید دو شعبه دائمی را حفظ می کرد. رافائل در سال ۱۵۰۱ به عنوان یک "استاد" توصیف می شود، یعنی کاملاً آموزش دیده است.
اولین اثر مستند او، محراب بارونسی برای کلیسای سنت نیکولاس تولنتینو در سیتا دی کاستلو، شهری در نیمه راه بین پروجا و اوربینو بود. اوانجلیستا دا پیان دی مَلِتو و که برای پدرش کار می کرد نیز در کمیسیون نامگذاری شد. این اثر در سال ۱۵۰۰ سفارش داده شد و در ۱۵۰۱ به پایان رسید. اکنون فقط چند قسمت بریده شده و یک نقاشی مقدماتی باقی مانده است.
در سالهای بعد، او برای دیگر کلیساهای آنجا مانند «مصلوب شدن موند» (حدود ۱۵۰۳) و «ازدواج باکره بررا» (۱۵۰۴) و برای پروجا مانند محراب اودی نقاشیهایی انجام داد. او به احتمال زیاد در این دوره از فلورانس نیز بازدید کرد. اینها آثار بزرگی هستند، برخی به صورت فرسکو، جایی که رافائل با اطمینان و در سبک نسبتاً ایستا پروجینو به تنظیم آثار خود می پردازد.
او همچنین در این سالها بسیاری از نقاشی های کابینتی کوچک و نفیس را نقاشی کرد، احتمالاً بیشتر برای خبره های دربار اوربینو، مانند سه لطف و سنت مایکل، و شروع به نقاشی مریم باکره و پرتره کرد.
در سال ۱۵۰۲، او به دعوت پینتوریکو، یکی دیگر از شاگردان پروجینو، به سیهنا رفت، «او دوست رافائل بود و میدانست که او یک نقاش با بالاترین کیفیت است» تا به کارتونها و به احتمال زیاد طرحها برای مجموعه فرسکو در کتابخانه پیکولومینی در کلیسای جامع سیهنا کمک کند. او به طور آشکار حتی در این مرحله اولیه از دوران حرفه ای خود بسیار مورد تقاضا بود.
تأثیر فلورانس
رافائل که زندگیاش به نوعی "کوچنشینی" بود و در مکانهای مختلف شمال ایتالیا فعالیت میکرد، بخش قابل توجهی از زمان خود را در فلورانس گذراند، به ویژه از حدود سال ۱۵۰۴. با اینکه معمولاً از دورهای فلورانسی در حدود ۱۵۰۴ تا ۱۵۰۸ صحبت میشود، او هرگز به طور دائمی در فلورانس زندگی نکرد. او ممکن است برای تأمین منابع مورد نیاز خود به فلورانس سفر میکرد. نامهای از مادر دوک آینده اوربینو به گونفالونیری فلورانس در اکتبر ۱۵۰۴ وجود دارد که در آن از رافائل به عنوان نقاشی با استعداد یاد شده که قصد دارد مدتی در فلورانس بماند و هنر خود را ارتقا دهد.
رافائل توانست تأثیرات هنری فلورانس را جذب کند و در عین حال سبک شخصی خود را حفظ کند. آثار دیواری او در پروجیا در حدود ۱۵۰۵ نشاندهنده تغییرات جدید در ویژگیهای شخصیتها است که ممکن است تحت تأثیر فرا بارتولومئو، دوست رافائل، باشد. در این دوره، مهمترین تأثیرات از لئوناردو دا وینچی دیده میشود، که در سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۵۰۶ به فلورانس بازگشته بود. شخصیتهای رافائل در این زمان پیچیدگی و حرکات پویاتری پیدا میکنند. او همچنین در این سالها نقاشیهایی از مردان برهنه در حال جنگ، یکی از دغدغههای هنری آن دوران در فلورانس، کشید.
یکی دیگر از آثاری که تأثیر لئوناردو را نشان میدهد، پرترهای از یک زن جوان است که از ساختار هرمی "مونا لیزا" الهام گرفته، اما همچنان به سبک رافائل باقی مانده است. این تأثیرات در آثار دیگر رافائل مانند "خانواده مقدس" نیز دیده میشود، جایی که او ساختار هرمی را در ترکیبهای خود گنجاند. همچنین در نقاشیهایی مانند "لدا و قو" که به نوعی از اثر گمشده لئوناردو الهام گرفته، به استفاده از تکنیکهای کنتراپوستو پرداخته و بهویژه مدلسازی سوماتو لئوناردو را در نقاشیهای خود پیاده کرده است.
رافائل با اینکه از آثار میکلآنژ آگاه بود، در بسیاری از آثار خود به سمت سبک متفاوتی حرکت کرد. در نقاشی معروفش "عروج مسیح"، او از ساختارهای کلاسیک برای گسترش شخصیتها در فضای جلوی اثر استفاده کرده است، هرچند که این کار به طور کامل موفق نبوده است. اگرچه بسیاری از آثار رافائل در آن زمان تحسین شده بودند، آثار او در ادامه مسیر هنریاش کمتر تحت تأثیر سبکهای لفظی و کلاسیک قرار گرفتند.
اتاقهای رافائل در واتیکان
رافائل تا پایان سال ۱۵۰۸ به رم نقل مکان کرد و در آنجا باقی زندگی خود را سپری کرد. او به دعوت پاپ جدید، ژولیوس دوم، که ممکن است به توصیه معمارش دوناتو برامانته بوده باشد، به رم آمد. برخلاف میکل آنژ که پس از دعوت اولیهاش مدتی در رم معطل ماند، رافائل بلافاصله مأمور شد تا کتابخانه خصوصی پاپ در کاخ واتیکان را با نقاشیهای دیواری تزئین کند. این مأموریت بسیار بزرگتر و مهمتر از هر پروژهای بود که او پیش از آن دریافت کرده بود.
اولین اتاق از مجموعه «اتاقهای رافائل» که به «اتاق امضا» معروف است، تأثیر زیادی بر هنر رم گذاشت و هنوز هم به عنوان بزرگترین شاهکار او شناخته میشود. این اتاق شامل نقاشیهای برجستهای مانند «مدرسه آتن»، «پارناسوس» و «مناظره» است. پس از آن، رافائل نقاشی اتاقهای دیگر را نیز بر عهده گرفت و به تدریج با کمک دستیاران ماهر خود، این پروژهها را به پایان رساند.
رافائل تحت تأثیر آثار میکل آنژ، به ویژه سقف کلیسای سیستین، قرار گرفت. گفته میشود که برامانته او را به طور پنهانی وارد داربست کرد و اولین بخش تکمیل شده سقف کلیسای سیستین در سال ۱۵۱۱ به نمایش گذاشته شد. رافائل که توانایی خود را در جذب تأثیرات هنری و تطبیق آنها با سبک شخصیاش نشان داده بود، به خوبی از این چالش استفاده کرد و در نقاشیهای خود، به ویژه در «مدرسه آتن»، از آثار میکل آنژ الهام گرفت. این تأثیرات در شخصیتهای نقاشیها و همچنین ترکیبهای پیچیده آثار او مشهود است.
در حالی که میکل آنژ رافائل را متهم به سرقت هنری کرد، بسیاری از منتقدان هنر به نحوه ترکیب آثار رافائل و هماهنگی آنها با سبک شخصی او واکنشهای مثبت نشان دادند. اتاقهای رافائل اکنون به عنوان نمونههایی از هنر کلاسیک رنسانس و یکی از بزرگترین دستاوردهای این دوران شناخته میشوند. این آثار تصویری ایدهآلیزه از فرمهای انسانی را ارائه میدهند و ترکیبها به گونهای طراحی شدهاند که بهطور طبیعی و بدون تلاش نمایان میشوند.
پروژههای دیگر رافائل
پروژههای واتیکان بخش زیادی از وقت رافائل را به خود اختصاص داد، اما او همچنان به نقاشی پرترهها و آثار دیگر ادامه داد. برخی از معروفترین پرترههای او شامل پرترههای پاپ ژولیوس دوم و جانشین او، پاپ لئو دهم، بودند که اولی از بهترین آثار رافائل به شمار میآید. علاوه بر این، رافائل پرترههایی از دوستانش همچون کاستیگلیونه و اعضای دایره فوری پاپال نیز نقاشی کرد.
رافائل تحت فشار حاکمان مختلف، از جمله فرانسوای اول فرانسه، دو نقاشی به عنوان هدیه دیپلماتیک به او ارائه داد. همچنین برای آگوستینو چیگی، بانکدار ثروتمند و خزانهدار پاپ، نقاشی «گالاتیا» را خلق کرد و تزئینات دیواری بیشتری را برای ویلا فارنسینا طراحی کرد. در همین راستا، دو نمازخانه در کلیساهای سانتا ماریا دلا پاسی و سانتا ماریا دل پولو نیز به نقاشیهای او مزین شد. علاوه بر این، برخی از تزئینات ویلا ماداما نیز طراحی شدند که کار در این ویلاها توسط کارگاه رافائل انجام شد.
- ۲۰ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر

